تبليغاتX
یادداشت های یک نفر دیوانه -

یادداشت های یک نفر دیوانه

گرم باز آمدی محبوب سیم اندام سنگین دل/گل از خارم بر آوردی و خار از پای و پای از گٍل

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد

و

هر دانه برفی به قطره اشکی نریخته می ماند

سکوت!!!

سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات ناکرده!

اعتراف به عشق های نهان

و

شگفتی های به زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو!

و من!

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم

که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند

گوشی که صدا ها وشناسه ها را

در بیهوشیمان بشنود

برای تو خویش روحی

که این همه را در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد

بگذارد از آن چیزها

که در بندمان کشیده است

سخن بگوییم 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 1:38 توسط یک نفر دیوانه |