تبليغاتX
یادداشت های یک نفر دیوانه

یادداشت های یک نفر دیوانه

گرم باز آمدی محبوب سیم اندام سنگین دل/گل از خارم بر آوردی و خار از پای و پای از گٍل

با این غروب از غم سبز چمن بگو

اندوه سبزه های پریشان به من بگو

اندیشه های سوخته ارغوان ببین

رمز خیال سوختگان بی سخن بگو

آن شد که سر به شانه شمشاد می گذاشت

آغوش خاک و بی کسی نسترن بگو

شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر

ای باد نوبهار ز عهد کهن بگو

آن آب رفته بازنیاید به جوی خشک

با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو

از ساقیان بزم طربخانه صبوح

با خامشان غمزده انجمن بگو

زان مژده گو که صد گل سوری به سینه داشت

وین موج خون که می زندش در دهن بگو

سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد

این ماجرا به آینه دل شکن بگو

آن سرخ و سبز سایه بنفش و کبود شد

سرو سیاه من ز غروب چمن بگو

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 23:48 توسط یک نفر دیوانه |