تبليغاتX
یادداشت های یک نفر دیوانه

یادداشت های یک نفر دیوانه

گرم باز آمدی محبوب سیم اندام سنگین دل/گل از خارم بر آوردی و خار از پای و پای از گٍل

باز دیوانه شدم من ای حبیب

باز سودایی شدم من ای طبیب

آنقدر دیوانگی بگسسته بند

که همه دیوانگان پندم دهند

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 19:44 توسط یک نفر دیوانه |


امروز تصمیم گرفتم دیگه این وبلاگ رو آپ نکنم.

البته معلوم نیست.

شاید خیلی زود تصمیمم عوض بشه.

ولی فعلان این تصمیم رو گرفتم.آخه این وبلاگ دلتنگی ها بود.دلتنگی برای روح دیوانه.نه برای کس دیگه.ولی خوب !هر کی اومد اینجا از نوشته هاش برداشت های دیگه کرد.

منم ایت تصمیم رو گرفتم.تا دیروز هر وقت روح دیوونه می رفت اینجا براش می نوشتم.

ولی از امروز هر وقت دل دیوونه گرفت فقط به یک نفر بد و بیراه می گم

فقط به یک نفر دیوانه!!!

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 1:7 توسط یک نفر دیوانه |


برسان باده که غم روی نمود ای ساقی

این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی

بس که شستیم به خوناب جگر جامه جان

نه از او تار به جا ماند و نه پود ای ساقی

در فرو بند که چون سایه در این خلوت غم

با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 20:0 توسط یک نفر دیوانه |